جهانی شدن: هویت ملی ایران
متن حاضر مصاحبه خانم زهرا دلپذیر روزنامه نگار روزنامه قدس درباره هویت ایرانی و جهانی شدن با من است. این مصاحبه به زودی منتشر می شود. با تشکر از خانم دلپذیر بخاطر تایپ و ارسال متن.
هویت مفهومی بسیار سیال و از جمله مفاهیم تفسیری در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است و با توجه به اینکه از چه منظر، گفتمان یا سنت فکری به این مفهوم نگاه کنیم تعابیر مختلفی می توان از آن ارایه داد، علت این مسأله هم از یک سو به لایه های مختلف هویت و از سوی دیگر به تفاوتهای گفتمانی نوشته های علمی و فکری برمی گردد. به عنوان مثال، روان شناسان بیشتر با لایه فردی هویت سر و کار دارند در حالی که جامعه شناسان و متخصصان فرهنگی حوزه کارشان هویت جمعی است و این دو سطح تمایز بین هویت فردی و جمعی در توضیح مفهوم هویت در هر شکل آن که باشد، مؤثر است.
مصاحبه با روزنامه قدس درباره هویت ملی در ایران
زهرا دلپذیر ادامه مطلب »
درباره افغانستان گاه تصور تخیلی و رمانتیکی در بین ایرانیان وجود دارد که گویی رفتن طالبان و امدن امریکا و دولت کرزای ازادی و دموکراسی و دولت رفاه برای این کشور به ارمغان اورده است. مسلما رفتن طالبان یک گام بزرگ برای نجا ت افغانستان از استبداد دینی و حکومت جهل و جور دینی بود. اما آیا اکنون که ۵ سال از رهایی از ستم ملایان در این جامعه می گذرد افغانستان نجات یافته است؟ خانم دکتر الهه رستمی پووی استاد مدرسه مطالعات شرق و خاورمیانه در اوریل ۲۰۰۵ مطالعه میدانی در این کشور انجام داده اند. این گزارش را بخوانید تا واقعیت افغانستان امروز را بهتر بشناسید.
گزارش پیوست شده است.
این متن هم گزارش دیگری است که در ۱۳۸۱ نوشتم و ادامه همان فرایند بازتعریف رسانه های غرب از ایران است که اکنون روند معکوس پیدا کرده است. یادم هست که همان زمان نشریه معروف نشنال جعگرافی هم ویژه نامه ایران منتشر کرده بود و در آن به دفاع از دموکراسی و رشد دموکراتیزاسیون در ایران پرداخته بود. همچنین در سرمقاله آن رویکرد و برداشت نادرست رسانه های غرب از واقعیت جامعه ایران را نقد کرده بود. در این زمینه حتی کتاب هایی نیز منتشر شد. در این گزارشی که می خوانید نمونه ای از آن است.
همکارم عزيزم جناب دکتر ولي الله رمضاني در فرانسه نقد مفيد و روشنگري به گفتگوي انتقادي مباحث جلسه «مرگ جامعه شناسي و تولد مطالعات فرهنگي» نوشته و در پايگاه اطلاع رساني آقاي دکتر فکوهي منتشر کرده اند. با سپاس صميمانه از جناب دکتر رمضاني و با اجازه از ايشان و آقاي دکتر فکوهي اين متن ارزشمند و آموزنده را در اينجا مي گذارم. اميدوارم شما خوانندگان عزيز هم در اين بحث شرکت کنيدهمکار گرامي، آقاي دکتر حسين کچوييان، با جسارت قابل تحسيني، دريک نقد زيربنايي (تولد مطالعات فرهنگي و مرگ جامعه شناسي)[1]، بار اين آسيب پذيري را بر دوش کشيدند، چرا که بلا فاصله در همان جلسه، نخستين نقدهاي قابل ملاحظه همکار عزيز، آقاي دکتر نعمت الله فاضلي(به نقل از گزارش مذکور در پايگاه ايشان)بر ايشان سازمان مي يابند. ادامه مطلب »
اين مصاحبه را خانم فرانک جمشيدي و عليرضا کمره اي با نگارنده انجام داده اند و در مجله کتاب ماه هنر در سال 1384 منتشر شده است. خانم جمشيدي همچنين متن را ويرايش و تنظيم کرده اند. وقتي متن پل ريکور با عنوان خاطره و فراموشي را مي خواندم به ياد اين گفت و گو افتادم و مجدد آن را در اينجا قرار مي دهم. ريکور در آن مقاله مي نويسد: «تفکر و انديشه درباره اصول «به يادداشتن» در نگاه اول امري عجيب به نظر ميرسد. به اين دليل که به يادداشتن، از ياد نبردن در حيطة نظر نميگنجد، بلکه به مثابه يک نوع دانش (مانند درک، تخيل و يا فهميدن) تلقي ميشود. شالودة اصلي خاطرة دانش انسان از وقايع گذشته و يا گذشتگي وقايع گذشته است.» ادامه مطلب »