این مقاله در فصلنامه انسان شناسی شماره 4 که در تیر 1389 بیرون آمد انتشار یافت. موقع نگارش این متن قصد انتشار آن در مجله دانشگاهی را نداشتم. قصدم صرفا ثبت و مستند کردن خاطرات و نجاربم بود. اما بعدآ آن را با اندکی تغییر برای انتشار به فصلنامه انسان شناسی دادم. همت آقای امیر هاشمی مقدم نیز به انتشار آن کمک بسیار نمود. مجموعه خاطرات و سفرنامه هایم بصورت کتابی با عتوان «مردم تگاری سفر» توسط نشر ثالث در دست انتشار می باشد. این مقاله نیز یکی از فصول آن کناب است. ضمنا متن حاضر یا مقاله ای که انتشار یافته است تفاوت هایی دارد زیرا برخی بخش های موجود در آن متن انتشار یافته سانسور شده است. بهر حال شما متن حاضر را به عتوان خاطراتم بخوانید. ادامه مطلب »
سه شنبه ششم ژانویه با استاد راهنمایم قرار ملاقات داشتم. ساعت یازده و پنج دقیقه اتاقش بودم. اتاقش وسط کریدور دپارتمان انسان شناسی، طبقه پنجم ساختمان اصلی سواس در«میدان راسل» است. پروفسور ریچارد تاپر متخصص مردم شناسی ایران است. قد بلند، موهای بور، چهره آرام و خندان و سبیل های قابل توجهی دارد! پنجاه و چند ساله است اما هنوز پر انرژی و فعال است. امسال بازنشسته می شود. سی و هفت سال است تدریس می کند. رساله دکتری و اغلب کارهایش را در باره عشایر شاهسون دشت مغان انجام داده است. سال های اخیر در زمینه سینمای ایران کار می کند. یک کتاب در این زمینه منتشر کرده و یک دوره تدریس مردم شناسی رسانه ها در خاورمیانه در سوآس تاسیس کرده است که عمدتآ به سینمای ایران اختصاص دارد. آخر خاورمیانه جز سینمای ایران سینمای دیگر هم مگر دارد؟! مثلآ سینمای افغانستان یا عراق یا عربستان (که اصلآ ساختمان سینما هم در آن وجود ندارد چه رسد به صنعت فیلم و از این حرف ها) یا سینمای شیخ نشین ها! ادامه مطلب »