این مقاله در فصلنامه انسان شناسی شماره 4 که در تیر 1389 بیرون آمد انتشار یافت. موقع نگارش این متن قصد انتشار آن در مجله دانشگاهی را نداشتم. قصدم صرفا ثبت و مستند کردن خاطرات و نجاربم بود. اما بعدآ آن را با اندکی تغییر برای انتشار به فصلنامه انسان شناسی دادم. همت آقای امیر هاشمی مقدم نیز به انتشار آن کمک بسیار نمود. مجموعه خاطرات و سفرنامه هایم بصورت کتابی با عتوان «مردم تگاری سفر» توسط نشر ثالث در دست انتشار می باشد. این مقاله نیز یکی از فصول آن کناب است. ضمنا متن حاضر یا مقاله ای که انتشار یافته است تفاوت هایی دارد زیرا برخی بخش های موجود در آن متن انتشار یافته سانسور شده است. بهر حال شما متن حاضر را به عتوان خاطراتم بخوانید. ادامه مطلب »
یکی از عموهایم در این ایام به رحمت خدا رفت. بسیار دوست داشتم تا درباره سنت های ما برای گرامیداشت اموات و گرفتاری هایی که برای خانواده تازه درگذشته چیزهایی بنویسم. اما اکنون مجال آن را ندارم. این نیز بماند برای فرصتی دیگر. اما یکی چیز برایم جالب بود. اینکه در مجالس ترحیم اغلب درباره بسیار چیزها سخن می گویند جز درس هایی که از زندگی تازه درگذشته می توان آموخت. ادامه مطلب »
راه های جنگلیوقتی از بازدید جبهه ها بازگشتم در نتيجه گرما زدگی بيمار شدم. سه روز بعد از بازگشت آزمون کنکور تشريحی داشتم که در تهران برگزار می شد. آن سال کنکور دو مرحله ای بود و کسانی که در آزمون تستی پذيرفته شده بودند در آزمون تشريحی و انتخاب رشته شرکت می کردند. چنان گرمازدگی و «عرق خشک شدن» از پايم در آورد که ناگزير برادرم در سفر تهران همراهم شد. و اين تنها سفری بود که کسی مرا همراهی می کرد. ساعت دو و سه بعد از ظهر اينطورها وارد تهران شديم. سفر سوم : راه های جنگلی نخستین ديدار من با تهران وقتی از بازدید جبهه ها بازگشتم در نتيجه گرما زدگی بيمار شدم. سه روز بعد از بازگشت آزمون کنکور تشريحی داشتم که در تهران برگزار می شد. آن سال کنکور دو مرحله ای بود و کسانی که در آزمون تستی پذيرفته شده بودند در آزمون تشريحی و انتخاب رشته شرکت می کردند. چنان گرمازدگی و «عرق خشک شدن» از پايم در آورد که ناگزير برادرم در سفر تهران همراهم شد.
از تجربه های دوزیستی ام می گفتم. در یادداشت های قبلی بر تجربه های بین فرهنگی و تأثیرات آن صحبت کردم. اما چیزی درباره زندگی شخصی و خانوادگی نگفتم. اگرچه در فرهنگ ایرانی هنوز پسندیده نیست از زندگی خانوادگی چیزی گفت و در معرض نظر و دید دیگران گذاشت، بخصوص اینکه اگر کسی بخواهد از زندگی اش با لحن رضایت آمیزی صحبت کند، اما می خواهم اینکار بکنم چون این هم پاره ای از تجربه دو زیستی من است. ادامه مطلب »