متنی که ملاحظه می نمایید گزارش درس جامعه شناسی هنرها و ادبیات اینجانب در سال تحصیلی 1386-87 است. با سپاس از آقای محمد مهدی مولایی، اعظم جلالی و نرگس خضرایی بخاطر تهیه و تدوین این گزارش.
این جزوه به صورت فایل Word و PDF به این مطلب الحاق شده است.
یکی از مهمترین نحله و رهیافت در جامعه شناسی هنر رویکرد مکتب فرانکفورت است. این مقاله را از اینترنت یافتم. مترجم و صاحب وب سایت هم نامشخص است. اما مقاله روان و بسیار دقیق است. دیدگاه های مکتب فرانکفورت انتزاعی و اغلب فلسفی است. اما بعد از فهمیدن آنها لذت بخش و عمیق اند هرچند نگارنده به دلیل بدبینی که آدرنو و نظریه پردازان مکتب فرانکفورت (البته بجز رویکردهای هابرماس) به فرهنگ مدرن داشتند آنها را نمی پسندم. البته در سال های اخیر انبوهی از متون درباره این مکتب و بسیاری از متن های اصلی نظریه پردازان آنها به فارسی ترجمه و منتشر شده اند.
این مقاله را از اینترنت به آدرس زیر یافتم. مترجم و صاحب وب سایت هم نامشخص است. اما مقاله روان و بسیار دقیق است.
http://www.niksalehi.com/maghale/zibayishenasi.htm
هنر مدرن و صنعت فرهنگ ادامه مطلب »
هنر چیست اثر تولستوی از جمله آثار کلاسیک در فهم معنا و چیستی هنر است. علی چنگیزی در وبلاگ جامعه کهنه گزیده هایی از این کتاب را آورده است. برای آنانکه مجال یا حوصله مطالعه کامل این اثر را ندارند خواندن این گزیده خود نعمتی است. کاش خلاصه ای از تمام آثار بزرگ در شبکه اینترنت به زبان فارسی موجود بود تا می توانستیم دانشجویان را به راحتی ترغیب به خواندن این آثار کنیم. بخصوص اینکه امروز وقت هم محدود است و نوشته های خوب بسیار و نامحدود. آنان که دستی بر قلم دارند تهیه اینگونه خلاصه را کار کم ارزشی ندانند و بخصوص به جنبه های آموزشی آن بیناندیشند. کاش برخی وبلاگ نویسان که وقت خود را صرف نوشتن چیزهای کم ارزش می کنند به اینکار می پرداختند که متن های خلاصه ای از اثار بزرگ تهیه می کردند. البته اگر توان اینکار را دارند.
برگزیدة کوتاهی از:
هنر چیست؟ ادامه مطلب »
اولين مشكلي كه در ايران دربارة جامعهشناسي ادبيات داريم سوء تفاهم درباره آن است. اين سوء تفاهم فقط در سطح افراد معمولي نيست بلكه در حوزههاي آكادميك و حتي در وزارت علوم نيز وجود دارد. اكنون درسي در سر فصلهاي دروس جامعهشناسي در وزارت علوم به نام «جامعهشناسي در ادبيات» وجود دارد. اين اسم «مصوب» غلط است زيرا ادبيات يك شاخه هنري است و جامعهشناسي علم است. جامعهشناسي قواعد و روش خود را دارد و هنر نيز ضوابط و نظم خود را. ما نميتوانيم از كانت كه در دويست سال پيش، هنر را قواعد نظم احساسات وعلم را قواعد نظم ادراكات تعريف ميكند عقبتر باشيم. استاداني هم داريم كه درس ميدهند و كتاب آنها جزء كتب منبع براي تدريس است اما ميبينيم كه نام كتاب آنها غلط است: ”جامعهشناسي در ادبيات“. دراين عبارت كلمه ”در“ اضافي است و بايد حذف شود. ادامه مطلب »
ادبیات و فرهنگ عامه پسند ادامه مطلب »