زندگینامه مقالات کتاب ها درس ها و جزوات تالار گفتگو/انجمن یادداشتهای روزانه گالری عکس تماس با من صفحه نخست

تعطیلات نوروز من و آسیب شناسی علوم انسانی

اول و قبل از هر چیز "سیزده بدرتان مبارک باد". خوب به سلامتی تعطیلات نوروزی به پایان رسید. امیدوارم در این ایام علاوه بر استراحت، گشت و گذار و دبد و بازدید، توانسته باشید کار خلاقه و مولد و موثر هم انجام داده باشید. برای من این ایام معمولا روزهای تحقیق و تحریر است. هر سال روزهای نوروزی و تابستانی، روزهای تولید فکر و کار جدی هستند. تابستان گذشته کتاب «انسان شناسی تجدد در ایران» را نوشتم. و در نوروز سال قبل هم گزارشی درباره «چالش های آموزشی علوم انسانی و اجتماعی» نوشتم. این گزارش بخشی از نحقیق بزرگنری است که دکتر مهر محمدی آن را رهبری می کرد و هدف آن یافتن راهبردهای آموزشی مطلوب برای تدریس علوم انسانی و اجتماعی بود. در آن نحقیق دکتر محمد عطاران، دکتر مقصود فراستخواه، دکتر موسی پور، دکتر خسرو باقری و دکتر کیامنش هم مشارکت داشتند و هر کدام یکی از بخش های گزارش را می نوشت.اما از نوروز امسال برایتان عرض کنم. در این مدت از امور خانواده و شیطنت ها و بازیگوشی های معمول که بگذریم! مهمترین کار من تالیف مقاله ای طولانی درباره "آسیب شناسی علوم انسانی و اجتماعی در ایران" بود.

این مقاله بخشی از کتابی است که همکارم دکتر محمود شهابی ادیتور آن هستند و به آسیب شناسی فرهنگی ایران معاصر اختصاص دارد. در این کتاب مقالات متعددی درباره ابعاد متخلف فرهنگ ایران توسط دکتر مرتضی فرهادی، دکتر سعید ذکایی، دکتر محمد امین قانعی راد، دکتر ناصر فکوهی و استادان دیگر وجود دارد. اما درباره مقاله خودم برای تان بگویم. این بیست هزار کلمه ای به بررسی رویکردهای مختلف درباره علل و ابعاد گوناگون توسعه نایافتگی علوم انسانی و اجتماعی در ایران می پردازد. من یازده رویکرد را مطرح و بررسی کرده ام و در نهایت دولت محوری را به عنوان علت اصلی تویعه نایافتگی این علوم به نحو مبسوط و از ابعاد گوناگون تحلیل کرده ام. مقدمه این مقاله را در اینجا می گذارم. اگر نظری و نقدی دارید بفرمایید تا در مقاله اعمال و استفاده نمایم. این بود نوروزی من! هدف این مقاله توضیح و تبیین آسیب های رشته های علوم انسانی و اجتماعی در ایران است.

برای نگارنده که یکی از حوزه های علایق پژوهشی ام دانشگاه است و به طور مشخص در زمینه ابعاد فرهتگی آن می نویسم، اهمیت و برخی ابعاد این موضوع تا حدودی روشن است. اما بحث درباره آسیب شناسی علوم اجتماعی موضوع بدیهی نیست و چیستی، چرایی و چگونگی آن نیازمند توضیح و تبیین می باشد. پرسش های متعددی در بدو امر درباره آسیب شناسی علوم انسانی و اجتماعی به ذهن می رسد که بررسی هرکدام موضوع مهم و گسترده ای است. به بیان دیگر، قبل از این که بگوییم رشته های علوم انسانی و اجتماعی با چه مشکلات و کاستی هایی دست و پنجه نرم می کنند، باید برخی پرسش های تعیین کننده در زمینه هدف ها، مفروضات روش شناختی، معرفت شناختی و عملی در این زمینه را در نظر بگیریم. در غیر این صورت قادر به بررسی روش مند این موضوع نخواهیم بود. صورت مسأله به نحو ساده و خلاصه این است که گفته می شود هنوز بعد از نیم قرن آموزش این علوم در ایران و گسترش همه گیر و همگانی آن، ما هنوز گویی اندر خم یک کوچه ایم. این علوم در چند دهه اخیر در غرب نیز با چالش های گوناگون روش شناختی و معرفت شناختی روبروست. این چالش ها بر گفتمان این رشته ها در ایران هم بی تأثیر نبوده است.

اما من در اینجا به پرسش های روش شناختی و معرفت شناختی غربی ها درباره این علوم کاری ندارم. این بحث به حوزه دیگری تعلق دارد. در این مطالعه می خواهم درباره سرنوشت و سرگذشت این علوم در ایران از منظر "توسعه علمی" سخن بگوییم. پرسش این است که چرا این علوم نتوانسته اند در ایران توسعه یابند یا کار آمد و مولد باشند؟ ناکامی رشته های علوم انسانی و اجتماعی در ایران در زمینه دستیابی به "توسعه علمی" و تحقق کارکردهای مورد انتظار از این دانش ها، در سال های اخیر به پرسشی اساسی در جامعه ایران تبدیل شده است. این پرسش با توجه به "گسترش کمی" این رشته ها و انبوه شدن آنها، که باعث تخصیص یافتن سهم مهمی از نیروی انسانی و منابع مالی و سرمایه های اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران شده است، "اهمیت عملی" روزافزونی پیدا کرده است. نگارنده در مقالات متعدد به این موضوع اشاره نموده یا آن را بررسی کرده ام (فاضلی 1387). این امر باعث پیدایش و گسترش نوعی نقادی و بازاندیشی در این رشته ها و درباره آنها شده است. این "بازاندیشی انتقادی" یا به تعبیر یکی

نظرات و یادداشت ها

سلام بر

سلام بر شما
آقای دکتر فاضلی ، من مطالب شما را می خوانم و استفاده می کنم. با اجازه تان شما را لینک می کنم تا اهالی جامعه شناسی زمینی هم از نوشته های شما استفاده کنند.