زندگینامه مقالات کتاب ها درس ها و جزوات تالار گفتگو/انجمن یادداشتهای روزانه گالری عکس تماس با من صفحه نخست

رایانه به مثابه نشانه و کلاس درس

متنی که ملاحظه می نماید مقاله نگارنده درباره نقش رایانه در آموزش و کلاس درس است. مجله مدرسه فردا این مقاله را در سه شماره جداگانه منتشر ساخته است و من پیشتر یک قسمت آن را در اینجا قرار دادم. اکنون متن کامل آن را ملاحظه می نمایید. 

 

این مقاله بررسی و تحلیلی درباره فهم فرهنگی رایانه و شبکه در مدرسه و آموزش و پرورش و بخصوص کلاس درس از منظر مطالعات فرهنگی , با توجه به شناخت های شهودی، تجربه های زیسته و فهم های نظری نگارنده از موضوع مورد بحث است. هدف کلی ما توصیف و تحلیل مردمنگارانه برخی وجوه معنایی و کارکردی رایانه و شبکه (اینترنت) در مدرسه و کلاس درس است، وجوهی که احتمالا در نظرگاه محققان و کارشناسان مدرسه کمتر جلب توجه می کند اما از نظرگاه مطالعات فرهنگی اهمیت دارند.

 مسلما رایانه و شبکه در مدرسه و کلاس درس دارای ابعاد مختلفی است. از نسبت بین رایانه و شبکه با دانش آموزان، معلمان، برنامه های درسی و شیوه تدریس گرفته تا مدیریت مدرسه و معماری و زیباشناسی کلاس درس، هر کدام به طریقی بر رایانه و شبکه تاثیر گذاشته و متقابلا  از آنها تاثیر پذیرفته و می پذیرند. پر واضح است که نه این مقاله و نه هیچ مقاله دیگری نمی تواند این مجموعه گسترده موضوعات را یکجا توصیف و تحلیل نماید، بخصوص اینکه هر یک از این موضوعات تاکنون در رشته ها و منظرهای گوناگون بحث شده و گفتمان غنی و وسیعی را شکل داده اند. از اینرو، ما هم در اینجا صرفا بر روی برخی نکات تمرکز کرده ایم و با غربال رویکرد مطالعات فرهنگی، برخی چیزهای را برگزیده و برخی دیگر را رهانیده ایم.

لب مطلب و بحث و استدلال اصلی ما این است که عصر حاضر متاثر از مجموعه ای فرایندهای فرهنگی مختلف است که این فرایندها عمدتا بوسیله و تحت تاثیر رایانه و شبکه اند. آموزش و پرورش نه تنها تافته جدا بافته ای از تحولات جاری و معاصر نیست بلکه پیشگام این تحولات است. رایانه و شبکه را می توان به عنوان مهمترین ابژه فرهنگی دوره  حاضر تفسیر و تاویلی نشانه شناسانه کرد. این رویکرد نشانه شناختی می تواند فهم و برداشت درونی یا "ذهنی" دانش آموزان و معلمان در مدرسه را تا حدودی توصیف کند. و در عین حال کارکردهای ارتباطی و رسانه ای آن در مجموعه فعالیت های آموزشی و فراغتی و خلاقه دانش آموزان مورد توجه قرار داد. این تحلیل کارکردی می تواند نسبت های ممکن و موجود "عینی" میان رایانه و شبکه با نهاد مدرسه، خانواده و جامعه بطور کلی را تا حدودی توضیح دهد. همچنین با در نظر گرفتن فهم های تفسیری و ذهنی کارکردهای عینی رایانه و شبکه، می توان گفت زیست جهان دانش آموزان و معلمان در مدرسه تحت تاثیر تجربه فرهنگی کار با رایانه و شبکه تغییر می کند.

 اینها مجموع استدلال ها و ایده هایی است که در این مقاله ارائه شده اند.  از نظر روش شناختی، مباحثی که در اینجا ارائه می شود بر اساس بررسی های تجربی نظام مند نیست. اما در عین حال قصد تجزیه و تحلیل های فلسفی و نظری محض نیز نداریم. تلاش کرده ام تا با کاربستن رویکرده مطالعات فرهنگی به مثابه شیوه ایی برای تحلیل فرهنگ معاصر، نکاتی که در این رویکرد است و به آنها اشاره کردیم توضیح دهم. کانون روش شناختی رویکرد مطالعات فرهنگی، معناکاوی ابژه های فرهنگی در بستر و بافت اجتماعی- تاریخی آنها و همچنین شالوده شکنی مفروضات پنهان و آشکار کارکردها و عملکردهای ابژه های فرهنگی است. اما شاید بیان این نکته نیز لازم باشد که ایده های اصلی این مقاله، در یک گفت و گو بدست آمده است. از اینرو، گفت و گو نیز پاره ای روش شناسی این مقاله است. ما اغلب اهمیت گفت و گو به مثابه روش تولید دانش را دست کم یا حتی نادیده