قله توچال: خانواده ایرانی که دستجمعی توچال را درنوردیده اند. تجربه ای مدرن برای خانوداه مدرن ایرانی
انسان زندگی خود را ابتدا در دل کوه ها آغاز کرد و اولین پناهگاه و خانه او غارها بودند. اما بتدریج با پیدایش فناوری و تحول صنعتی و شکل گیری شهر و شهرنشینی و تمدن، انسان غارنشین و گردآور خوراک از کوه ها بیرون آمد و ساکن روستاها، شهرک ها و شهرها شد. اما تجربه بودن و زیستن در کوهستان هرگز از بین نرفت و هرگز از میان هم نخواهد رفت. همواره بخشی از آدمیان متناسب با شیوه اقتصادی زیست خود در کوهستان بوده ا ند. کوه سرچشمه منابع بزرگ طبیعی و اقتصادی است. از اینرو انسان نمی تواند از کوه برای همیشه جدا شود. ولی باید بین زیستن در کوه با رفتن گاه و بیگاه در آن تمایز قائل شد. به علاوه تحولات تاریخی و توسعه اقتصادی و اجتماعی بسوی زندگی و تمدن شهری معنای دیگری برای انسان از کوه و کوهستان فراهم کرده است.
در این مطلب می خواهم با توجه به تجربه اخیرم از کوه رفتن، برخی نکات در این زمینه را توضیح دهم. کوه رفتن تجربه ای است که امروز بسیاری از شهروندان انجام می دهند اما کمتر درباره آن سخن می گویند. گویی کوه جایی برای پیمودن و تنفس کردن است و نه برای تحلیل و بررسی کردن. اما برای من که حرفه ام بازاندیشی درباره تجربه های روزمره ام است نمی توانم از تجربه کوه رفتن در گذرم.
مدتی است به اتفاق دو تن از دوستان پنجشنبه ها به کوهپیمایی می رویم. پیشترها هم به کوه می رفتم اما بسیار جسته و گریخته و حساب ناشده. اما اکنون مصمم هستم که به طور منظم این فعالیت را ادامه دهم چرا که برای من می تواند نتایج سازنده شخصی و حرفه ای گوناگون داشته باشد.
هدف من از این کوه رفتن در ابتدا ورزش کردن و جلوگیری از اضافه شدن وزنم بود. اما بتدریج این موضوع برایم به سوژه یا ابژه مطالعاتی بدل شد که هر نوبت چیزهای تازه ای از تجربه کوه رفتن برایم آشکار می شود و به این نتیجه رسیده ام که کوه های درکه و توچال و دربند و امثال اینها محیط ها و فضاهای بسیار غنی برای شناخت برخی زوایای مدرنیته ایرانی است که احتمالا در فضاهای اجتماعی دیگر بسختی بتوان نمونه و مشابه آن را یافت.
اکنون دریافته ام که کوه رفتن تجربه فرهنگی غنی و پرمایه ای است که ابعاد آن بسیار گسترده تر از ورزش و تمرین بدنی یا هواخوری و حتی تفریح و سرگرمی است. اگرچه به احتمال زیاد اکثریت کسانی که به کوه می روند انگیزه های خود و کارکردهای کوه رفتن را در همین نکات که ذکر شد ممکن است بیان نمایند. مشاهدات و تحلیل من این است که فرایند مدرن شدن جامعه و شهروندان ایرانی است که پدیده کوه رفتن را ایجاب کرده است. به تعبیر دقیق تر کوه رفتن در معنای امروزی آن پاره ای از فرهنگ مدرن است. کوه رفتن به مثابه نوعی تجربه فرهنگی که انسان و شهروند امروزی و مدرن ایران آن را شکل می دهد تا هویت مدرن خود را ممارست و توسعه و تکامل بخشد.
کوه رفتن ظاهرا گریز از شهر و فرهنگ صنعتی و پناه بردن به طبیعت و محیط های کم تر دست خورده و دستکاری شده توسط ماشین و فرایندهای مدرنیته است. از اینرو ظاهرا رابطه ی مدرنیته و کوه را باید خصمانه و تقابلی دانست.
در واقع نیز آنچه کوه را اهمیت و ارزش می بخشد تفاوت های آن با شهر و محیط شهر است. کوه جایی است که انسان شهرنشین می تواند برای لحظاتی به دوران کودکی و مراحل قبل از شهرنشین شدنش برگردد و چیزهایی را تجربه کند که دیگر در زندگی روزمره شهری خود آنها را نمی بیند. تقابل بین کوه و شهر چندان به توصیف و توضیح نیاز ندارد زیرا هر کس یکبار کوه رفتن را تجربه کرده باشد این تقابل ها و تفاوت ها را حس می کند.
هوای پاک کوهستان در مقابل هوای دودآلود شهر، مسیرهای خاکی و سنگلاخ و ناهموار کوه در مقابل جاده ها و خیابان های صاف و آسفالت شده شهر، درختان و چشمه ها های طبیعی و خودجوش کوه در مقابل طبیعت ساخته شده و آب صنعتی شهرها، محیط انباشه از کالاها، اشیاء، سازمان ها و نهادها، متراکم از ارتباطات و آدم های شهری در مقابل محیط خلوت و خالی از سکنه و سازمان ها و نهادها و ارتباطات کوهستان،محیط شدیدا کنترل شده شهری (توسط دولت و مقرارت یا کنترل اجتماعی) در مقابل محیط نسبتا آزاد و کمتر تحت نظارت کوهستان، محیط اقتصادی و تجاری شده شهر در مقابل محیط فارغ از فشارهای بازار و پول کوهستان، محیط مصرفی شهر در مقابل محیط کمتر مصرفی کوه، و بسیاری دیگر از تفاوت ها و تقابل های بین شهر و کوه.
اما آیا این تقابل ها و تفاوت ها کوه را از شهر جدا می سازد؟ و اینکه آیا این تفاوت ها و تقابل ها مانع از آن می شود که کوه رفتن شهروندان را پاره ای از تجربه مدرن شدن و زیستن در فضای مدرنیته بدانیم؟
برای پاسخ دادن به این پرسش ها لازم است که از سویی نگاه تاریخی به تجربه کوه رفتن در ایران بیاندازیم و از سوی دیگر کنش ها و تجربه های افراد در محیط کوه را بشناسیم. به علاوه توصیف دقیقی از محیط کوه یعنی مکان هایی را که مردم برای کوهپیمایی به آن می روند ارائه کنیم.
مسلما بررسی روشمند و دقیق تجربی نیازمند بررسی های گسترده تر است. اما در اینجا نگارنده صرفا قصد دارم تاملات مردمنگارانه خودم را توضیح دهم. از اینرو از تفصیل دادن موضوع و ارائه شواهد تجربی در می گذرم و صرفا چند نکته را بیان می کنم.
نخست اینکه کوه رفتن به مثابه نوعی هواخوری و تفریح ابتدا در دوره قاجار همزمان با توسعه شهر تهران شکل گرفت. جعفر شهری در جلد اول کتاب «تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم» (1369: 108-110) توضیح می دهد که در ابتدا «گرداگرد تهران دارای مناظری بود از باغات بزرگ و سبزی کاری های سرسبز و مصفا و صیفی...» و پیرامون تهران را روستاهای متعدد دولاب، سلیمانیه، فرح آباد، امامیه، نارمک، عشرت آباد، باغ صبا، فیشرآباد، عباس آباد، یوسف آباد، فرحزاد، بهجت آباد و صدها باغ مانند باغ فیض، باغ شاه، باغ اناری و مزارع متعدد مانند مزارع امامزاده معصوم، امامزاده حسن و ...احاطه کرده بود. از اینرو در ابتدا فاصله زیادی بین شهر تهران و کوهها وجود داشت و مردم نیز در باغات و مزارع و روستاها زندگی می کردند یا تنفس گاه شان این محیط ها بود و نه کوه و کوهستان. توسعه تدریجی شهر تهران باعث از میان رفتن این روستاها و مزارع و همچنین نزدیک شدن به کوهپایه شد.
بنابراین کوه رفتن برای هواخوری و خوش گذرانی در تهران پدیده ای است متاخر و سابقه آن به توسعه شهر تهران به مثابه خاستگاه مدرنیته ایرانی بر می گردد.
دوم، در طی یک صد و پنجاه سال گذشته با گسترش شهر تهران و افزایش جمعیت آن و تحولات دیگر شهر، چگونگی و نوع و میزان کوه رفتن مردم نیز متناسب با تغییرات گوناگون تغییر کرده است. یکی از مهمترین تغییرات معنای کوه رفتن است. آنطور که جعفر شهری نقل می کند و قابل قبول نیز به نظر می رسد مهمترین هدف تهرانی ها از رفتن به محیط های اطراف تهران و کوه در اوایل سرگرمی و خوش گذارنی بوده است نه ورزش یا فرار از دود و دم شهر چرا که در آن زمان هنوز تهران آنقدر صنعتی و انباشته از اتومبیل نشده بود که با بحران هوای آلوده مواجه باشد.
بعلاوه کوه رفتن با هدف متناسب سازی اندام و آب کردن چربی، تنظیم کلسترول خون و جلوگیری از بیماری های زندگی شهری و صنعتی از جمله متاخرترین وجوه کوه رفتن مدرن ایرانی ها و تهرانی ها است. اساسا توجه به بدن به مثابه ابژه ای قابل شناخت و
تحت سلطه و کنترل فرد، پدیده ای مدرن است. با رشد فرایند فردی شدن میل به شکل دادن بدن بصورت دلخواه فرد و متناسب با ارزش های مدرن، پاره ای از مدرنیته است. از اینرو کوه رفتن با هدف سالم سازی بدن و لاغر شدن را باید نوعی ممارست در مدرنیته دانست.
ولی این بعد از کوه رفتن را می توان آشکارترین وجه مدرن آن دانست. ترکیب جمعیتی کسانی که به کوه می آیند و ویژگی های اجتماعی آنها نیز بیانگر وجوه دیگر نسبت بین کوه رفتن و مدرنیته است.
عمده جمعیتی که به کوه می روند طبقه متوسط شهری و بالاتر هستند. جامعه ایران از نظر تاریخی فاقد طبقه متوسط بوده است. ایران تا همین اواخر معمولا متشکل از درصد ناچیزی از نخبگان سیاسی (نظامیان، روحانیان، درباریان) و نخبگان اقتصادی (ملاکان و بازاریان و خوانین) و همچین اکثریت دهقانان فقیر روستایی بوده است. آبراهامیان و اشرف و بسیاری از محققان دیگر بر این نکته تاکید داشته اند که طبقه متوسط شهری تنها از دوره رضاشاه به بعد در ایران شروع به گسترش پیدا کرد.
نظرات و یادداشت ها
خواندنی بود
سلام
محتوای بسیار عالی داشت.
می خواهم از آن در وبم استفاده کنم.
البته این وب با این آدرس در حال پیاده سازی است.
bolandbala.ir
اگر نظر منفی داشتید برایم کامنت بفرمائید اگر نداشتید که خب لابد موافقید
البته در وبلاگم!
منتظر قسمت دوم ان هستم.
بدرود.
سلام راه اندازی
سلام
راه اندازی وب سایتتان را تبریک می کویم.با دیدن این وب سایت اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد طراحی قالبش بود واقعاًآدم رو به اعماق تاریخ میبره.
هنوز مطلبی رو به صورت کامل نخوندم که بخوام نظری رو ارائه کنم ولی قول میدم حتماًاین کار رو انجام بدم.فقط از دیدن این تصویر ناراحت شدم چون خیلی وقته که به کوه نرفتم.
ارادتمند شما یکی از بچه های کلاس
قبل از انقلاب،
قبل از انقلاب، برای ما دانشجویان آن موقع، کوه جایی برای تبادل نظر و فرهنگ بود. جایی که سعی می کردیم خصلتهای منفی و نقاط ضعف خود را شناسایی کنیم و تا حد امکان در از بین بردنشان بکوشیم. جایی دور از چشم اغیار و فقط در منظر خدا. اما امروز آن آرامش و تفکر را در کوه کمتر می توان یافت. به قول شما به پدیده ای مدرن تبدیل شده است. باید کارکرد جدید آن را بررسی کرد.
سلام. عکس و مطلب
سلام. عکس و مطلب زیباتون منو به یاد زمانی انداخت که با دوستان هر هفته رو کوه بودیم. اما متأسفانه این مادیات مدتیه اجازه ندادن هوای کوه رو حتی جمعهها تنفس کنیم. مطلبتون انگیزه حرکت بود برام. ممنون. به من هم سر بزنید
با سلام و تبریک
با سلام و تبریک به مناسبت راه اندازی وب سایت تان . واما کوه که سراسر عظمت است وبزرگی. کوه آدمی را به تفکر وا می دارد از آنچه که در فرود کرده واز آنچه که در فراز انجام می دهد...
كوه قوي و
كوه قوي و پابرجاست ... فرهنگ مردم كوهستان هم ديدني است... عشايري كه براي يافتن علف از دل كوهها مي گذرند خودشان هم مانند كوه استوار و دليرند...