مقاله بسیار خوبی است. از خواندن آن لذت بردم.فقط چند نکته کوچک:
1- من فکر نمی کنم که نقد جامعه علمی "تنها و تنها بر عهده دانشگاهیان" باشد اما واضح است که آنها مسئولیت بشدت اساسی تری دارند.
2- یکی از دلایلی که مانع انتقاد عمومی می شود، ترس از سوء استفاده دشمن! است. حال این دشمن میتواند جناح دیگر، حزب دیگر، قدرت حاکم یا دشمن خارجی باشد. البته این کاملا از موضع ضعف است. وقتی کسی به خود اعتماد نداشته باشد، گرفتار چنین ترسی میشود ولی به هر حال بخشی از واقعیت است که با تهمت و ناسزا به جای نقد، تشدید میشود.
3- من فکر می کنم تفکر انتقادی باید از درون خانواده، مدرسه و آموزش و پرورش شکل بگیرد. بچه ها در آغاز منتقدند ولی سرکوب می شوند و به جایی می رسند که از تفکر و اندیشه انتقادی تهی می شوند و فقط احساس میکنند همیشه ناراضیند اما بدیلی برای ترتیبات جاری ندارند.
4-محروم کردن انسانهای متفکر از نقد، بزرگترین ظلمی است که در جامعه به آنها میشود و دود آتش این ظلم به چشم همه میرود.
مقاله بسیار
مقاله بسیار خوبی است. از خواندن آن لذت بردم.فقط چند نکته کوچک:
1- من فکر نمی کنم که نقد جامعه علمی "تنها و تنها بر عهده دانشگاهیان" باشد اما واضح است که آنها مسئولیت بشدت اساسی تری دارند.
2- یکی از دلایلی که مانع انتقاد عمومی می شود، ترس از سوء استفاده دشمن! است. حال این دشمن میتواند جناح دیگر، حزب دیگر، قدرت حاکم یا دشمن خارجی باشد. البته این کاملا از موضع ضعف است. وقتی کسی به خود اعتماد نداشته باشد، گرفتار چنین ترسی میشود ولی به هر حال بخشی از واقعیت است که با تهمت و ناسزا به جای نقد، تشدید میشود.
3- من فکر می کنم تفکر انتقادی باید از درون خانواده، مدرسه و آموزش و پرورش شکل بگیرد. بچه ها در آغاز منتقدند ولی سرکوب می شوند و به جایی می رسند که از تفکر و اندیشه انتقادی تهی می شوند و فقط احساس میکنند همیشه ناراضیند اما بدیلی برای ترتیبات جاری ندارند.
4-محروم کردن انسانهای متفکر از نقد، بزرگترین ظلمی است که در جامعه به آنها میشود و دود آتش این ظلم به چشم همه میرود.